تبليغاتX
فرشته ی آسمونی عمو پورنگ نازنازی










عیدتون مبارک .......و یه خبر خیلی خوب!!!!!!! تعجب نکنید بخونید

 

سلام به عموی گلم وشما دوستای مهربونم خوبید؟

 

 اول از همه ولادت اخرین تابناک اسمان ولایت وامامت حضرت محمد مصطفی(ص)

 

 را به شما وخانواده ی مهربونتون تبریک وشاد باش میگم

 

عیدتون مبارک

 

 و دومین مطلب یه چیزی که من وقتی شنیدم نزدیک بود بال در بیارم چی خوب

 

 معلومه برنامه ی عمو ٪۹۷ بیننده داره و جزء پر بیننده ترین برنامه هاست

 

 و اینکه عمو به عنوان برترین مجری یعنی محبوب ترین مجری شناخته شده

 

 هههههههههووووووووووووووررررررررررااااااااااااااااااااا

 

 بچه ها می دونید ٪۹۷بیننده یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟ وووووووووااااااای ی ی ی ی ی ی

 

 برم برای عموم اسپند دود کنم چشم نخور راست میگم به خدا خیلیه ماشا الله

 

 خوب البته معلومه چون عموی ما یه فرشتس وهمه فرشته هارو دوست دارند دیگه

 

 عیدمون با این خبر خوب گلستون شد مگه نه می دونم شما هم که این خبرو

 

 شنیدید خوشحال شدید   عمو باید این افتخارو توی فهرست افتخاراتش بنویسه و

 

 برای خودش۱۰۰۰۰۰تا کارت پستال بده

 

 خوب دیگه بنده رفع زحمت کنم خیلی دوستون دارم و از همتونم ممنونم که با

 

 نظراتتون منو دلگرم میکنید  

 عموی گلم خیلی دوستون دارم

 

 تا بعد

 

دست علی یارتون خدانگهدارتون

 

 تو قلب ما میمونه امید دیدارتون

amoo

 parvane

 

ادامه مطلب

نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385 توسط شیما| لينک ثابت |


وا قعا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سلام به عموی گلم وشما دوستای خوبم خوبید؟

 

اخه چه من تند تند اپ میکنما !!

 

امروز داشتم وبلاگمو نگاه میکردم دیدم توی این دوتا اپی که کردم اصلا درباره ی عمو

 

حرف نزدم  برای همین امروز میخوام درباره ی بهترین ونازترین عموی دنیا بنویسم

 

تا حالا به عمو درست فکر کردید اصلا فکر کردید چه کارهایی برای ما کرده چه

 

وقتهایی از چیزایی که دوست داشته به خاطر ما ازش گذشته می دونید برای چی

 

برای اینکه ما عمو را راحت نمیزایم میخوایم به حرفمون گوش کنه نمی دونم وقتی

 

می بینیمش باهامون خیلی خوش برخورد باشه و خیلی  توئقعات دیگه که ما ها از

 

عمو داریم اما تا حالا فکر کردیم یا از عمو پرسیدیم عمو شما دوستدارید ما چی کار

 

کنیم بچه ها من امروز داشتم مجله ی راه زندگیو که با عمو مصاحبه کردندو

 

میخوندم دیدم عمو چی میکشه از دسته ماها !!

 

ماها عمو را خیلی اذیت کردیم نه هممون بعضیهامون بعضی از مردم که .........

 

اخه مثلا درسته ماها وقتی عمو با خونوادشونه ازشون فیلمبرداری کنیم اخه یعنی

 

چی؟ یا اینکه هی برای عمو شایعه بسازیم من خودمونو نمی گم بعضی از مردمو

 

میگم که واقعا مراعات نمیکنند خوب درسته ما ها عمو را دوست داریم اما نباید

 

اسایششو ازش بگیریم دلم برای عمو خیلی می سوزه اخه عمو دلش برای خیلی

 

چیزها تنگ شده اما چون بعضی از ماها عایت نمیکنیم باید از اون چیزها بگذره

 

مثلا چی؟

 

مثلا عمو دلش برای بوستان های تهران تنگ شده دوست داره با خونوادش بره بگرده

 

تفریح کنه اما وقتی میره پارک همه میشناسندش یه عالمه بچه میریزند دورو ورش

 

یا اینکه عمو دلش تنگ شده بره سینما یا حتی بره شاه عبدالعظیم اما ما ها.......

 

اخه واقعا ۲ دقیقه خودتونو بزارید جای عمو تمومه ازادیهای عمو ازش گرفته شده به

 

خاطره چی به خاطر بعضی از ماها که واقعا نمی دونیم کی بریم پیشه عمو یا اینکه

 

حریم خوصوصیه عمو را رعایت کنیم

 

نمی دونم چرا اینارو نوشتم اما واقعا وقتی مصاحبه ی عمو را خوندم وبه بقیه ی

 

مصاحبه ها توجه کردم..........

 

من اینو برای شما ننوشتم برای کسایی نوشتم که رعایت نمیکنند اخه چرا ؟؟؟؟؟

 

 

پس اگه شمایی که دارید این مطلبو می خوندید و این کارارو میکردید یه کم فکر کنید

 

یه چیزی فقط عمو اینطوری نیست خیلی از هنرمندانه دیگه هم هستند که اینطوریند

 

اما به خاطره ما ها چیزی نمیگند یا دله ما ها رو نمیشکنند

 

یکم فکر کنیم بد نیست

 

حالا بگزریم از رشا جونم که قالبمو طراحی کرد خیلی ممنونم

 

از همه ی شما دوستای گلم که با نظرای خوشگلتون منو دلگرم میکنیدم ممنونم

 

عموی نازم خیلی دوستون دارم

 

بچه ها یه چیزی عمو دوست نداره توی محیط خصوصیش ما ها وارد شیم مثلا

 

وقتی با مامانو وباباشه

تا بعد

 

دست علی یارتون خدانگهدارتون

 

تو قلب ما میمونه امید دیدارتون

ادامه مطلب

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 توسط شیما| لينک ثابت |


رشا جون و محیا جون و وبلاگ مشترک

 سلام به عموی گلم وشما دوستای عزیزم خوبید؟

من امروز این اپو کردم که چند تا چیزو به شما ها وبه رشا جون و محیا بگم:

حتما می بینید که قالبم عوض شده این قالب ماله رشا جون بوده البته عکساش و

محیا برای من این قالبو کار گذاشت اما من نمی دونستم که ماله رشا جونه تازه محیا

هم میگه من از رشا اجازه گرفتم و عکساشو برداشتم و.......... الان رشا جون

اعصبانیه محیا هم پشیمونه خوب یه جورایی رشا حق  داره درسته که محیا مثل

خواهر منه اما نباید این کارو میکرد

 اما رشا جون شما هم اعصبانی نشو محیا که ازت

معذرت خواهی کرد منم که قالبمو عوض کردم تا خودت یه قالب خوشگل برام درست

کنی پس خواهش میکنم محیا را ببخش و دیگه این مسئله را پیچش نده به خدا

ارزش نداره  به خاطر همه ی بچه ها بیا کوتاه بیا این دفعه

محیا اجی قربونت برم تو هم نباید این کارو میکردی خودتو بزار جای رشا شاید تو هم

ناراحت میشدی حالا هم با رفتن چیزی درست نمیشه تو باید از دل رشا در بیاری

و دوباره مثل سابق باهم دوست بشید  و توی دلتون هیچ کینه ای از هم نداشته

باشید پس به خاطر تمام بچه ها به خاطر دوستیامون به خاطر عمو برگردید عمو هم

دوست نداره دوتا دوست باهم قهر باشند ویا خرده از هم به دل بگیرند و.........

خوب حالا بریم سر خبرای دیگه من و مریم جون و محیا جون یه وبلاگه مشترک زدیم

یه وبلاگ که میخوام از دلمون برای شما حرف بزنیم توی این وبلاگ هرچی بگید پیدا

میشه  پس حتما سر بزنید و ما ۳ تا را خوشحال کنید

ادرس وبلاگمون هم هست:

www.3setare-asemoonii.blogfa.com

حتما سر بزنید باشه خوشحالمون میکنید

تا بعد

دسته علی یارتون خدا نگهدارتون

تو قلبه ما میمونه امید دیدارتون

 

ادامه مطلب

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 توسط شیما| لينک ثابت |


به به سلام دوستای گلم خوبید خوشومدید به وبلاگه جدید

سلام سلام به عموی گلم وشما دوستای عزیزم خوبید؟

اخه من فعلا اثباب کشی کردم اومدم اینجا اخه اون وبلاگم قاط زده بود برای همین

دیگه اومدیدم اینجا خوب چه طوره خوبه ؟

از این به بعد هم توی اون وبلاگ البته اگه درست بشه هم توی این وبلاگ پیش

شما دوستای گلم وعموی نازمم

بچه ها من یه دو روزی نمی تونم بیام اخه دختر دایی بنده از مکه تشریف اوردند جمعه

فردا هم که بشه یکشنبه عروسیشه الهی بچه ها منو  شیوا شکل همیم هرکی

ندونه فکر میکنه خواهریم نیست شیوا خواهر نداره من مثل خواهرشم اونم مثل

خواهر من می مونه برای همین اگه یه چند روزی نیومدم نگران نشید باشه

خیلی دوستون دارم

مخصوصا عموی گلمو که اندازه ی تمام عالم دوستش دارم

تا بعد

دست علی یارتون خدا نگهدارتون

تو قلب ما میمونه امید دیدارتونilave you

 

ادامه مطلب

نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد 1385 توسط شیما| لينک ثابت |