تبليغاتX
فرشته ی آسمونی عمو پورنگ نازنازی










عمو جونم خوش اومدید

ای که به نامت جهان اغاز شد * دفتر ماهم به نامت باز شد *

دفتری کز نام تو زیور گرفت * کار آن از چرخ بلاتر گرفت *

 

خوش اومدید

سلام !سلامی به گرمی آفتاب دوستی به غروب بی پایان قلب پاکت به کسی که همیشه از ته ته قلبم دوستش دارم

عمویی بهتر از ماهم

عموی بهتر از ماهم

یه سلامم به شما دوستای گلم

همین طور که همتون می دونید اپ ایندفعه کلا فلسفه ی جدایی داره چون که به خاطر اومدن عمویی گلمون که به سلامتی حاجی شدند

هست و یه اپ کلا با حالیه

پس اول از همه لطفا همتون دست مرتب و بلند ......................

از اول گفته باشم این اپ کلا یه برنامه ی خوبیه که همه چی توش پیدا میشه پس لطفا چون که مطلبش زیاده برای صرفه جویی

در مصرف اینترنت بزارید صفحه باز شه بعد از اینترنت بیایید بیرون و به جشنمون بپردازیم( اینم به نفع بابا ها!!!)

خوب بریم سر اصل مطلب خانوما اقایون لطفا سکوت.......

اول از همه یه سلام عرض میکنم....( ول کن بابا مجلس خودمونیه کلامات قولمبل سلمبه ممنوع)(توصیه های ایمنی را جدی بگیرید!!!چه ربطی داشت اصلا)

سسسسسسسسلللللللللللللللللللللللااااااااااااااااااممممممممممم عمویی خوشگلم خوبید؟؟؟ عمو عموووووووووووووووووووووووو دلم شده بود برات یه ذره

یه ذره چیه اصلا شده بود هیچی عمو تو را خدا دیگه اینطوری نزارمونو برو اااااایییییینننننننننققققددددددرررررر دله هممون براتون تنگ شده بوووودددددد

راستی عموی خوشگلم سفر بخیر حاج اقا .حاج عمو جووووووونننننممممممممم خوش گذشت برامون دعا کردی؟؟؟ الهی من قربونه اون بله گفتنات برم

عمو توی این روزایی که نبودی هیچ کدومامون حالو حوصله نداشتیم اینقدر بد بود که نگووووووووووووو بر عکس حالا که هممون خوشحال خوشحالیم

الهی من قربونت برم

فقط دیگه هیچ موقعه تنهامون نزار عمو باشه

عمو توی مکه:

 

 عمو توی مکه

 

بچه ها عمو خیلی ناز شده مگه نه چهره اش نورانی شده

 

حالا بریم سر یه دونه شعر( دوباره حس شعر گفتنم گل کرده!!!)تقدیمش میکنم به عمویی گله خودم که من الهی قربونش برم من

میخوام بگم یه قصه/ یه قصه ی بی غصه

یه قصه از یه عمو /که دوستش داریم از دلو جون

عمو وقتی کوچیک بود/ شیطونو تیز و ریز بود

میگفت ما مان فاطمه جون/ میگی برام قصه ی خوب؟؟؟

مامان میگفت گل پسرم/ بشین پیشن تا برات بگم

مامان میگفت از کعبه /که بودش تو مکه

مامان میگفت از مدینه /از مسجد النبی تا بقیه...

عموخیلی که کوچیک بود/ کنجکاوو تیزو ریز بود

میگفت مامان فاطمه جون/ بازم برام از اونجا بگو

مامان فاطمه بازم میگفت/ هی میگفتو بازم میگفت

مامان فاطمه اخرش گفت/ گل پسرم ایشالله بری تا ببینی

عمو شبا و روز تو نماز تو/ بیداری تو وقت خواب

همش میگفت خداجون/ بزار بیام خونتون

خدای خوبو مهربون /که بنده ها شو دوست داره قد اسمون

وقتی عمو بزرگ شد/ درس خونو با سواد شد

یه روز از روزهای قشنگ/ ارزوشو براورده کرد

یه روز که عمو بیدار شد/ مشغوله کارو بار شد

دید تلفن زنگ میزنه /تو گوشش اهنگ میزنه

وقتی گوشیو برداشت/ گفت الو بفرما

یه اقای مهربون /خوشگلو شیرین زبون

گفت به به سلام اقا داریوش /چطوره حالت پسر جون

می خوای بری به مکه ؟؟؟/ حاجی بشی تو مکه؟؟؟

عمو یهو بی هوا/ دلش پر کشید به اونجا

گفت مگه نمی خواستی بری مکه/ پس بدو که وقت تنگه

عمو که گوشیو قطع کرد /از خوشحالی یهو غش کرد !!!!!( جدی نگیرید)

اخه خدای خوبو مهربون /دعوتش کرده بود به خونشون

تا که بره حاجی بشی /قلبش از هرچی پاک بشه

وقتی ما ها شنیدیم/ اولش خیلی خندیدم

 بعدش زدیم زیر گریه/ اخه دلمون واسش تنگه

نمی دونستیم چی کار کنیم/ خوشحال باشم یا گریه کنیم

اخه این عموی قصه ی ما/ خودشو جاکرده تو دل ما

بسکی خوبو مهربون بود/ دوریش برامون خیلی بد بود

خلاصه عموی قصه ی ما/ رفتش به خونه ی خدا

دلمون براش تگ شده بود/ اخ که عجب روزایی بود

حالا عمو برگشته با خوشحالی/ شده حاج عموی ناز نازی

با یه قلب پاک و مهربون/ برگشته دوباره پیشمون

 

برگشته پیش ما ها و امیر محمد

 

میخواستم برات نامه بنویسم قلم نداشتم استخوان پایم را شکستم و با آن قلمی درست کردم قلبم را شکافتم و با خون خود مرکبی درست کردم

پوستم را کندم و با آن کاغذی درست کردم تا روی آن بنویسم :

 

عموی گلم خیلی دوست دارم

 (البته فکر کنم تا اون موقعه مرده بودم!!!! )

 

 

خوب تا اینجا خوب بود؟؟؟؟؟؟

خوب حالا بریم سر اصل مطلب

عمو توی این چند روز که شما نبودیدا رفته بودید خونه ی خدا بچه ها همشون خیلی دلشون براتون تنگ شده بود

از میون این همه بچه ها چند تا شون چند تا پیام نوشتند که من براتون بنویسمو شما بخونید منم قول داده بودم

توی این آپ بزارمشون این شما این پیام های بچه ها............

 

سحر خانوم :

 سلام عموی گلم من اولین نفرم فکر کنم.نمی دونم که اینها به دستتون می رسه یا نه؟ولی خیلی خیلی خوشحالم که شما به سفر حج رفتید و حاجی شدید توی این مدتی که شما نبودید به همه ی ما سخت گذشت خیلی سخت...بگذریم مهم الانه که شما دوباره می خواید بیاید پیش ما و با روحیه ای شادتر برنامه ها رو ادامه بدید.نمی دونید که چقدر شما رو دوست دارم و ...دیگه نمی دونم چی بگم فقط خیلی خوشحالم.خدانگهدار

 

نسیم  خانوم:

 سلام عمو جون قربونتون برم خیلی دلم براتون تنگ شده وبد امیدوارم صحیح و سالم
برگردید و ما منتظر برنامه هاتون هستیم و حجتون قبول حق باشد

حاج عموپورنگ جونم

 

بهار رئیسی:

 سلام عمو جون حالتون خوبه؟؟؟؟

عمو چرا این اواخر زنگ نمی زدید؟؟؟ میدونید وقتی نبودید چه شایعه هایی

براتون درست کردن؟؟؟؟ امیدوارم حجتون قبول باشه وقتی که نبودید به ما

بچه ها خیلی سخت گذشت دلمون واستون یه ذره شده بود

اگه به وبلاگ بچه ها سر بزنید این را از نوشته هاشون متوجه میشید

حالا که اومدید خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خوشحالیم

خوشحال شدم که بازم فرصت نامه نوشتن را واستون پیدا کردم

گر چه کوتاه زحمت پستشم که شیما جون میکشه ولی قول میدم خودم

واستون بازم نامه بنویسم دست علی یارتون خدا نگهدارتون

تو قلب ما میمونه امید دیدارتون

 

زهرا جعفر زادگان:

سلام الهی من فدات بشم:
زیارت قبول قربونت برم........منو شناختی؟منم زهرا به قول خودت بلغیس خانم.
قربون چشمای قشنگت برم وقتی نبودی اینقدر دلم برات تنگ شده بود که نگو...
الهی بمیرم واست تا رفتی دوباره شایعه ها شروع شد.عزیزدلم اولین روزی که برنامه داری برات زنگ میزنم گوشی رو بگیریا.......امیدوارم حجت قبول باشه گلممممممم
نازنینم خیلی دوستت دارم خیلی خیلی خیلی خیلی زیاد............................
عموجونم یه سوال روز اخری که من برات زنگ زدم ازدست من ناراحت شدی؟؟
اخه مامانم میگه چون گریه کردم تورو ناراحت کردم.اگه ناراحت شدی به بزرگی قلب پاکت ببخش.عسلم منتظرم باش.قربانت زهرای تو


دریا خانوم:

نمي دانم به تو چه بگويم اينكه بتوانم وا‍‍ژه ها را كنار هم قرار دهم تا عشقم را به تو ثابت كنم محال است پس اين بار ارزو مي كنم كه بتوانم با چشم هايم عشقم را ثابت كنم عزيزتر ازجانم چه گويم كه برازنده ي تو باشد نبودي دلتنگت بودم وحالا از خوشحالي مي گويم خوش امدي تمام زندگيم درياي عاشق وپر تلاطم تو
باز هم از شرجي چشمان تو

بوي دريا مي وزد در ساحلم

باز هم لبخند رو يايي تو مي برد

مي برد غمهاي عالم از دلم

 

لادن خانوم:(به خاطر شعرش)

سلام عمو

تقدیم به شما:

مرد حوش ذوقی به نام داریوش // از تبار فسقلی های نونوش

روزگاری در تی وی پیداش شده // اندرون قلب هر کودک زود جاش شده

با تمام برنامه و اجرای ناب // ملتی را مینمود او دل چو اب

ناگهان خود را برای حج اماده دید // زود رفت و ثبت نامی گزید

چون درامد اسم او از برای حج // پیام های صوتی خود را هی می آپید

از همان روزی که از ایران برفت // دل های ما هی تاپ تاپی میزد

تا که او کی زنگ زند وتماسی از راه دور // تا کند دلهای ما را شاد زود

گوش های ملت ما بود تیز // از برای شنیدن ان مرد ریز

اتفافا چند روز غیب شد // یکهو در دل ها چه شک وریب شد

داریوش رفته کجا ؟زنگ نزده!! // کار دارد یا که از ما دل زده؟

عاقبت در جعبه جادو //ظاهرا زنگ ها زده بود او

گفت که با جا نماز می اید زود // با تسبیح و دعای خیر و سجاده زود

راه حق رهی پاینده است // حق خود اهلش را نگهدارنده است


 

 صباح خانوم:

 

 سلام الهی من قربون اون چشمای بادومی و مهربون و پاکت بشم:

خوبی عموی بهتر از ماهم و قشگتر از گلم؟
الهی من قربون اون مهربونیات بشم
الهی من قربون خنده هات بشم
حجت قبول عمو داریوش گلم،انشاالله این دفعه با روحیه ای بهتر و مهربونی های و بیشتر و یه عموی خدایی تر ببینمت
عمو نمیدونی چه قده دلم واست تنگ شده بود،اندازه ی یه الکترون
از بس خوبی تا میری اونهایی که حسودن پشت سرت کلی شایعه و حرف درمیارن،بی انصافها
عمو فقط این رو بگم که وقتی نبودی منم اون صباح همیشگی نبودم،حالا چه طوری از خجالت چشم هام بیرون بیام خدا میدونه
خیلی خیلی خیلی ،اندازه ی همه ی زیبایی های خدا دوست دارم عمو جونم
خداحافظ


 

 زهرا ناظمی:

حجكم مقبول و سعيكم مشكور
عموپورنگ عزيزم ورود شما را از مكه مكرمه و مدينه منوره تبريك مي گويم.عموپورنگ مهربونم
خوشحالم كه اين سعادت نصيب شما شد كه به سرزمين وحي بريد و اميدوارم كه از اين سفر بهترين
بهره رو برده باشيد.عموجون يادتون هست كه بهم قول داديد كه اونجا برام دعا كنيد؟؟من مطمئنم
كه شما اونجا نائب الزياره همه ي بچه هاي ايران بوديد..من دلم خيلي براتون تنگ شده بود اما مطمئن
بودم كه اونجا جايي هست كه همه دوست دارن بر براي همين دعا مي كردم كه بتونيد بهترين بهره رو
ببريد..خوشحالم كه برگشتيد..خيلي دوستتون دارم...زهرا..ضمنا هدیه ی من به شما در این وبلاگ است : www.amoo1352.blogfa.com

 

اینم از پیام های بچه ها

خوب حالا خانوما اقایون از خودتون پذیرایی کنید

اینم موسیقیه زنده:

به به اینم یه کیک خوشگل به مناسبت اومدن عمو

جووونننننممممووووننننننن

یه دست خوشگل

 

 

 

 

 

چندتا دعای خوشگل( یادش بخیر دلم برای دعا کردنای عمو تنگ شده)

خدای مهربون همه ی مریض ها را شفا بده *

خدای مهربونم یه کاری کن همه به ارزو های خوبشون برسند*

خدای مهربون یه کاری بکن که همه ی ظالما نابود بشند*

خدای مهربون یه کاری بکن که همه برند سفر حج تا خونه ی شما را از نزدیک ببینند*

خدای مهربون یه کاری بکن که عموی ما همیشه صحیحو سالم باشه و دوباره بره مکه*

خدای مهربون هر کی مشکلی داره مشکلشو رفع کن *

خدای مهربون سایه ی پدر و مادر ما ها را از سرمون کم نکن*

الهی آمین

 

حالا بریم سر چند تا جک با حال نه نه ببخشید لطیفه(عمووووووو خشن نگاه میکنیاااااااااا)

اقای دست و دلبازی خونه اش اتیش میگیره smsمیزنه به اتش نشانی

میگه خونه اتیش گرفته زنگ بزنید تا ادرس بدم!!!!

 

 

یکی یه سکه سیاه میندازه توی تلفن میگه الو افریقا!!!

 

 

یه تمساحه میره گدایی میگه به من بدبخت مارمولک کمک کنید!!!

 

یه روز غضنفر میره مسابقه ی رالی وسط راه مسافر سوار میکنه!!!!

 الهی من قربونه خندهات برم

 

 

اینم لطیفه بامزه بود؟؟؟؟؟؟

 

دیگه کم کم دیگه باید رفع زحمت کنیم با یه جمله:

تو بدان هر جا که هستی

تو بدان با هر که هستی

ارزو دارم برایت

زندگی باشد به کامت

 

 

اینم ماله عمویی

عموی خوشگلم توی این چند روز که نبودید خیلی سخت گذشت دله هممون براتون تنگ شده بود

مثل امیر محمد:

توی این چند روز اصلا حوصله ی هیچ کاری را نداشتیم چون اینگار یه چیزیو گم کرده بودیم

اونم شما بودید پس عمو قول بدید که دیگه هیچ وقت تنهامون نزارید باشه

این جشن کوچولو را توی وبلاگم گرفتم که بدونید همیشه هممون به یادتون هستیمو از ته قلب دوستون داریم

کسی که هرگز افتاب مهربونیات تو دلش غروب نمیکنه شیما

        

اینا همش نوشته یه دختر کوچولوی 13 ساله بود برای بهترین عموی دنیا

 


´´´´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶
´´´´´¶¶´´´´´´´´...´´´´´´´´´´¶¶
´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶
´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶
´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶´¶
´¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶´´´´´´´´´´´´´¶
´¶´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´´´´´´¶
´¶´´´´´´´´´´´´¶¶´¶´´´´´´´´´´´¶´´´¶
´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶´´´´´´´¶¶¶¶´´´´¶
´¶´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´¶¶´´¶´´´´¶
´´¶´´´´´´´´¶¶¶¶¶´¶´´´´´¶¶¶¶¶¶´´´¶
´´¶¶´´´´´´´¶´´´´´¶´´´´¶¶¶¶¶¶´´´¶¶
´´´¶¶´´´´´´¶´´´´¶´´´´¶¶¶¶´´´´´¶
´´´´¶´´´´´´¶´´´¶´´´´´¶´´´´´´´¶
´´´´¶´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´¶´´¶¶
´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶´´¶
´´´´´¶¶¶´´´´´´´¶¶¶¶¶´´´´´´¶
´´´´´´´´¶¶¶´´´´´¶¶´´´´´´´¶¶
´´´´´´´´´´´´¶¶´´´´´¶¶¶¶¶¶´
´´´´´´´´´´¶¶´´´´´´¶¶´¶
´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´¶´¶¶
´´´´´´´´´¶´´¶¶´´´´´¶´´´¶
´´´´¶¶¶¶¶¶´¶´´´´´´´¶´´¶´
´´¶¶´´´¶¶¶¶´¶´´´´´´¶´´´¶¶¶¶¶¶¶
´´¶¶´´´´´´¶¶¶¶´´´´´¶´¶¶´´´´´¶¶
´´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´´¶

یه خبر کاملا مهم:

عمو شنبه بعد ۳۱روز میاد هوووووووررررررررررااااااااااااااااااااااااااااااااااا

تا بعد

دست علی یارتون خدانگهدارتون


ادامه مطلب

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1385 توسط شیما| لينک ثابت |


مهمه بچه ها حتما بخونید

سلام دوستای گله خودم خوبید خوشید سلامتید؟؟؟

توجه!!!!                                 توجه!!!!                        توجه!!!!

بچه ها من میخوام پیامهای تبریک شما اصلا هر چی که توی این چند روز که عمو

نبود و میخواستید حرفیاییرو بهش بگید را همشو جمع کنم توی یه پستی که میخوام

به مناسبت اومدن عموی گلم که دلم براش شده قد اتمسفر همشو جمع کنم

بزارم اینجا تا عمو بیاد بخونه خوبه؟؟؟؟

پس اگه موافقید توی این پایین توی قسمت نظرات فقط اون مطلالبی که میخواید توی

پیامتون باشه را بنویسید فقط پایین پیام هایی که برای عموه را بزارید

باشه

راستی درباره ی اپی که میخوام بکنم همتون دعوتید میخوام بترکونم

همتونو یه دنیا دوست دارم

دعا کنید عمو صحیحو سالم زود تر برگرده

تا بعد

دست علی یارتون خدانگهدارتون

تو قلب ما میمونه امید دیدارتون

ادامه مطلب

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 توسط شیما| لينک ثابت |


این قسمت پیام هایی که برای عموه را بنویسید

این قسمت

 

این قسمت پیام هاتونو بزارید

 

 

ادامه مطلب

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 توسط شیما| لينک ثابت |


عممممممممممموووووووووووووووووووووو الهی من قربونش برم

بچه هااااا عمو را ببینید الهی من قربونش برم

می بینید چقدر ناز شده عمویی من شده

حاج آقا -حاج عمو داریوش - حاج عمو پورنگ

الهی من قربونت برم عمو که اینقدر نورانی شدی

 












 

بچه ها اینقدر خوشحالم که نمی دونم اصلا چی بگم

الهی عمو را ببنید قربونش برم من چقدر لباس احرام بهش میاد

قربونش برم من

بچه ها اگه بدونید اگه بدونید دارم از خوشحالی منفجر میشم

برای اینکه عمو را بعد ۲۰چند روز دارم می بینمش توی یه عکس

توی مکه

خیلی دوستون دارم

تا بعد

دست علی یارتون خدانگهدارتون

تو قلب ما میمونه امید دیدارتون

ادامه مطلب

نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1385 توسط شیما| لينک ثابت |


دیگه طاقت ندارم

سلام بچه ها خوبید؟؟

اخه کی دلش میاد بگه عمو نیست کی دلش میاد بگه که ۲۱روزه که عمو نیست

کی دلش میاد بگه که ۲۱روزه با چشمامون ندیدیمش کی دلش میاد بگه ...

اخه انصافه برای چی ؟؟

برای چی عمو اینقدر خوبی کرد اینقدر مهربون بود اینقدر با گذشت بود که با کاراش

یه کاری کرد که تو دلمون یه ذره هم از علاقمون بهش خالی نباشه اخه چرا قلبامونو

کرده ماله خودش چرا شده پادشاه قلبه ما ها چرا؟؟

اخه با این کاراش یه کاری کرده بود که اگه یه روز نمی دیدیمش اینگار یه چیزمونو گم

کرده بودیم حالا گذاشته و رفته ؟؟

حالا کی دلش میاد بگه که قلبامون داره از دوریش ذره ذره میشه؟؟؟

 دلم برای دیدنت داره پر میکشه عمو

می دونم الان همتون از حرف هام تعجب کردی ولی بچه ها باور کنید دیگه طاقت

ندارم منم بخوام طاقت بیارم این قلب من هی بونه میگیره هزار بار باهاش حرف زدم

هزار بار بهش گفتم بر میگرده اما...بازم بهونه میگیره سرش داد زدم دعواش کردم

اما... بازم بهونه میگیره

چی کار کنم اخه شما ها بهم بگید چی کار کنم اخه فقط که دلم نیست

جلوی چشمامم نمی تونم بگیرم اخه وقتی چشمشون میو فته به عکساش

وقتی این دلم یادش میوفته وقتی صداشو می شنوند میزند زیر گریه همین طور

هی آب از این چشماشون میاد  هر چی بهشون میگم اخه تو را خدا بس کنید

هر چی بهشون میگم بر میگرده هر چی با هاشون حرف میزنم و..... بازم حرف گوش

نمی کنند

فقط قلبو چشمام نیست هر چی میگم به این مغزم اخه تو باید به اینا بگی چی کار

بکنند اما مغزمم بغز میکنو هی چی نمیگه اینگار همشون دست به یکی کردند

منو دق بدند

حالا شما بهم بگید من چی کار کنم؟؟؟

فقط اینو می دونم که دیگه داره تحملم تموم میشه

 

الان عمو کجاست ؟؟ اره امروز صحرای عرفه اس یعنی امشب رفته

وقتی یادش میوفتم دوباره چشمام قلبم مغزم به بی طاقتی میوفتند

می دونی چی میگند؟؟ هی میگنند نکه سرماش بشه ؟ نکنه گرمش بشه

نکنه .... و هزارتا نکنه ی دیگه

خدا جونم مواظب عموییم باش

بچه ها برای عمو دعا کنید باشه دعا کنید که همه ی اعمالشو اونطوری که باید

انجام بده دعا کنید که همین طور که صحیحو سالم رفت همون طورم صحیحو سالم

برگرده

 عمو مواظب خودت باش

دیگه واقعا نمی تونم بنویسم اشک چشمامو گرفته

قلبم داره تند تند میزنه

پس دیگه برم

یادتونه عمو چی میگفت

الهی من قربونه اون خنده هات برم عموی خوشگلم

دست علی یارتون خدا نگهدارتون

تو قلب ما میمونه امید دیدارتون

تا اخر عمرمم شده منتظرت می مونم تا برگردی فقط تو را خدا زود برگرد

 

اینم یه عکس برای شما ها که خیلی دلگیر از اینجا نرید

 

ادامه مطلب

نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی 1385 توسط شیما| لينک ثابت |