تبليغاتX
فرشته ی آسمونی عمو پورنگ نازنازی










عموووووووووو اول شد هوووووررررررراااااااا

سلام به عموی گلم و شما دوستای گلم

اره من قرار بود چند روز اپ نکنم ولی امروز یه اتفاقی افتاد که دلم نیومد اینجا را اپ نکنم

حالا بگید چی شده ؟؟

حدس بزنید

اره دارید نزدیک میشید عمو

عمو

عمو

عمو چی؟؟

بابا عمو برنامش اول شد میون همه ی برنامه ها

هووووووووووووووووووووووورررررررررااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

حالا دست صوت جیغ هووووووورررررااااااا

حالا میگید از کجا فهمیدی من که برنامه ی اقا جون سلیمونو کم می بینم شاید راحت تر بگم

اصلا نمی بینم

اما امروز بچه ها مامانم داشت کانل به کانال میکرد تلوزیونو که من یهو دیدم ماکت عمو و امیر

محمد وسط دکوربرنامه گذاشتند منو میگی داشتم شاخ در میوردم

یهو دیدم اقا جون سلیمون گفت برنامه ی عمو پورنگ اول شده از خوشحالی داشتم منفجر

می شدم

خداییش اقا جون سلیمونم دستش درد نکنه چون برای عمو شعر خوند کلیم تعریف ازش کرد

وااااااایییییی بچه ها نمی دونید چقدر خوشحالم

 

یه خبر

طی اخرین اخبار به دست رسیده که دیروز منجر به خوشحالیه بیش از حد یک دختر گل شده بود

.

.

.

.

؟

؟

فردا سر کار خانوم

.

.

.

سرکار خانومه زهرا جعفر زادگان اجیه گله من که روز ندار نداره با هم 1ساعت حرف نزنیم

چی؟؟

.

.

.

.

به احتمال%99درمسابقه ی عمو پورنگ شرکت میکنه!

هوووووووووووورررررررررررررررررررراااااااااااااااااااااااااا

البته من این خبرو حدودا دو روزه میدونم ولی خوب چون روحیم خوب نبود نشد بگم دیگه

حالا برو دوباره دست جیغ صوت برو تو کفش

زهرا خوشگله مبارکه!

 

 


یه خبر دیگه و یه نظر سنجی

بچه ها قالب وبلاگو خداییش کیف میکنید قشنگه؟؟

کشتم خودمو تمام گوگلو زیرو رو کردم تا درستش کنم اخه قالب که بود هیچی یه عالمه کد

جاو اینجور چیزابود که باید کار میزاشتم حالا خوشگل شده ؟؟ یا نه؟؟

ویه مطلب دیگه که دوست دارم همتون بگید اره

بچه ها شما سایت عمو که حتما سر میزنید نه؟؟؟ دست نوشتم که میرید

حالا 100رحمت به دست نوشت سایت که چی بگم من ماشاالله قربونش برم من کی تا حالا

اپ نشده تو را خدا به عمو ایمیل بزنید بگید این سایتو بروز کنه مخصوصا پیام صوتی هاشو

اخه من هر موقعه میرم توی پیام صوتی ها دلم میگیره یاد اون روزا میوفتم که کارمون بود

غصه خوردن که عمو میخواد برهو کی میاد!!؟؟!!

 ایمیل عمو جونم


یه خواهش دیگم که ازتون دارم بچه ها توی این شبا اون گوشه ها برای منم دعا کنید

باشه خواهش میکنم ازتون

خیلی دوستون دارم

 

عمو جونم خیلی دوست دارم

این گل ها برای عمو جونم

تا بعد

دست علی یارتون خدانگهدارتون

تو قلب ما میمونه امید دیدارتون

 

ادامه مطلب

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 توسط شیما| لينک ثابت |


سلام

سلام به عموی گلم و شما دوستای خوبم

خوبید خوشید سلامتید

من که اصلا حالم خوب نست بچه ها مگه عمو چهارشنبه نگفت من جمعه برنامه دارم

ولی نیومد؟؟

                

وای بچه ها من اصلا قبل از اینکه برنامه ی عمو شروع بشه دلم داشت شور میزد

وقتی برنامه کودک شروع شد و عمو نیومد دلم هوری ریخیت رو هم گفتم حتما بد از کارتون میاد

ولی نیومد زنگ زدم به راضیه اونم دلش شور افتاد زنگ زد به استدیو گفته بودند عمو پورنگ امروز برنامه

نداره نتونسته بیاد حالا راضیه زنگ د به من اینو گفت تازه بدتر دلم شور افتاد دیگه این دفعه خودم زنگ

زدم یه اقای مهربونی که فکر کنم فکر کنما اقای تهیه کننده بود گوشیو برداشت گفتم چرا عمو امروز

نیومده گفت بدقولی کرده نیومده گفتم اخه عمو خودش گفت من جمعه برنامه دارم . گفت اره گفته

ولی امروز نیومد برنامه را پلی کنه  و..... بعدم خدافظی کردم

یه کم اروم شدم ولی........

دلم داشت شور میزدم منم دست به دامن خدا شدم رفتم وضو مو گرفتم نماز خوندم 100صلواتم برای

عمو فرستادم که زبونم لال اتفاقی نیوفتاده باشه

وای که دیروز چه روزی بود

 

ایشالله این 2 ساعت دیگه هم تند تند بگذره نه؟؟

راستی بچه ها شما هم دعا کنید باشه

همتونو دوست دارم

ولن تاینتونم مبارک(البته با تاخیر)

عمو جونم خیلی دوستون دارم

تا بعد

دست علی یارتون خدانگهدارتون

تو قلب ما میمونه امید دیدارتون

 

 

 

 

 بچه ها اینیو که الان دارید می خونید  ماله چند ساعت بعد از این اپه

عمو اومد دیدید؟؟

 

بچه ها میخوام یه چیزی بهتون بگم من یه مدتی شاید زیاد شایدم کم اینجا را اپ نمی کنم

امروزم این تصمیمو گرفتم نمی بندم نه اینجا همیشه هست ولی یه چند وقتی میخوام  اپش نکنم

به همتون سر میزنم نظراتتونم میخونم ولی فعلا دلم نمی خواد اینجا را اپ کنم

دلیلشو زهرا می دونه ولی من ازش میخوام اصلا دلیلشو به هیچ کدومتون نگه یه دلیلی داره

که شاید هر کدومتون جای من بودید این کارو میکردید

یه جورایی دلم بدجور گرفتس راستشو بخواید یه جورایی شکسته

فقط دلم میخواد یکم بشینم توی تنهایی خودم باشم

همتونو خیلی دوست دارم

توی این چند مدتم که نیستم پیش همتون میام مطمئن باشید

خدافظ

 

ادامه مطلب

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 توسط شیما| لينک ثابت |


تولدم مبارک!!!

سلااااااااااااااامممممممممممم به عمویی گلم و دوستای خوبم

چه خبر ؟؟؟ خوبید خوشید سلامتید؟؟

می دونید امروز چه روزیه اره امروز روز 22 بهمنه روز پیروزیه انقلاب اسلامی به همتون این پیروزیو تبریک میگم

چی ؟؟ یه خبر دیگم هست چه خبری؟؟؟ یادم اومد

اره امروز تولدمه هوووووووورررررررااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

تولد تولد تولدم مبارک

اوووووووه نمی دونید چه خبر بود دیروز مدرسه همه ی دوستام بام شعر میخوندند

تازه اینجا هم یه خبرایه دوستای گلم که اندازه ی تموم ستاره ها دوستشون دارم برام تلولد گرفتند

از همتون ممنونم خجالتم دادید بابا!!**

حالا همتون بفرمایید از خودتون پذیرایی کنید

اینم کیک تولدم خوشگله؟؟؟؟؟

 چه کیک خوشمزه و خوشگلی!!!

بخورید به همتون میرسه تازه یکی دیگه هم هست؟؟!!

از همه دوستای گلم که اومدند تولدم تبریک گفتند ممنونم

همتونه از ته دلم دوست دارم

عموی خوشگلمم که تموم دنیامه هم بهم تولدم تبریک گفته قربونش برم که مثل ماه می مونه


 

عمو جونه مثل ماهم


راستی دیروز توی مدرسه به من کادو دادمند اخه هر کی توی 22 بهمن به دنیا اومده باشه کادو میگیره

اااااایییییییییییییییییینننننننههههههههه

 

 

 

راستی امروز رفتید را هپیمایی من که نشد برم حیف شد

 

 

راستی زهرای خوشگلم خیلی ازت ممنونم اگه تو نبودی من چی کار میکردم؟؟

دوستون دارم

تا بعد

دست علی یارتون خدا نگهدارتون

تو قلب مامیمونه امید دیدارتون

ادامه مطلب

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 توسط شیما| لينک ثابت |


نرگس جووننننننممممم تولدت مبارک!

سلام به عمویی گلم و دوستای خوبم

خوبید خوشید سلامتید ؟؟

امروز یه فرشته ی کوچولو توی این دنیا به دنیا اومده

کدوم فرشته نمی دونید؟؟؟ فکر کنید

اره اره دارید نزدیک میشد امروز تولد نرگس خوشگله منه

 

هووووووووووووووووووووووووورررررررررررررراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

حالا خاونما اقایون دست دست جیغ صوت

نرگس خوشگلم تولدت مبارک راستی شیطون دو روز زودتر از من با سرعت غیر مجاز اومدی

قربونت برم خیلی دوست دارم الهی که شمع ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰سالگیتو فوت کنی

همتونو دوست دارم

 

تا بعد

دست علی یارتون خدانگهدارتون

تو قلب ما میمونه امید دیدارتون

 

ادامه مطلب

نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385 توسط شیما| لينک ثابت |


سلام

سلام سلام  به عموی گلم و دوستای خوبم

چه خبر ؟؟؟؟

عمویی هم که بلاخره بعد از یک هفته برگشتند امروز با یه برنامه ی کاملا شاد و بسیار باحال

وای من که امروز داشتم پای برنامه ی عمو از خنده غش میکردم از خنده

 

راستی بچه ها این عکس عمو را دید عمو گذاشته توی وبلاگ 

خیلی بامزه اس مگه نه؟؟

 

 

راستی دهه ی فجر مبارک

اینقدر از این چند روز خوشم میاد نمی دونم برای چی فکر کنم برای اینکه تولدم توی این دهه است

حالا بگو چه روزی؟؟۲۲بهمن

شایدم برای این که من اصلا وقتی حکومت رضا شاه را دربارش میخونم خیلی ازش بدم میاد

برای همین خوشحالم تا قبل از اینکه به دنیا بیام این حکومت نابود شد

حالا ازبحث سیاسی بیام بیرون

یه چیز مهم

بچه ها توجه کردید عمو از کی تاحالا پیام صوتی های سایتو بروز نکرده؟؟

تو را خدا من یکی که زبونم مو درورد بسکی به عمو گفتم که پیام صوتی های وبلاگشو به روز کنه

شما هم به عمو بگید تا شاید دیگه عوض کنه پیام صوتی ها رو مگه نه؟؟

اینم ایمیل عمو :

info@amoo.ir

 

  وای بچه ها امروز برنامه ی عمو خیلی باحال بود مگه نه؟؟

فری بال قشنگه !! من که امیر محمد که اینو میگه میمیرم از خنده

چند تا دعای قشنگ:

خدایا همه ی مریض ها رو شفا بده

خدای مهربون نزار هیچ کس دلش غصه دار بشه

خدای عموی گل ما رو همیشه سالم نگه دار و یه کاری بکن به همه ی ارزوهای رنگارنگش برسه

خدایا ظهور اقا امام زمان را نزدیک بگردان

الهم صل علی محمد وال محمد(۳مرتبه)

برای روح همه ی کسایی که بینمون نیستند یه صلوات بفرستید و یه فاتحه بخونید

عموی گلم خیلی دوست دارم

همتونو دوست دارم

تا بعد

دست علی یارتون خدانگهدارتون

تو قلب مامیمونه امید دیدارتون

ادامه مطلب

نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385 توسط شیما| لينک ثابت |


محرم

  به نام او که سالار شهیدان را افرید

 

 

سلام به محرم سلام بر حسین سلام بر ابوالفضل سلا بر زهرا و سلام بر لب های تشنه

 

وقتی محرمه میشه دلم یه جورایی میشه اصلا دیگه خودم نیستم نمی دونم چرا وقتی چشمم به هیئت ها و
دسته ها میوفته اشک چشمامو میگیره اصلا توی ماه محرم که اسم امام حسینو میشنوم  وقتی اسم
ابلفضل را میشنوم همین طوری اشکام میاد پایین وقتی اسم حضرت زینبو یا اسم علی اکبرا میشنوم وقتی اسم
حضرت رقیه را میشنوم وقتی فکرشو میکردم  اون دختر کوچولوی ۳ ساله با اینکه خیلی کوچیک بودند چه دله
بزرگی داشتند وقتی یاد ۷۲تن از یاران امام حسینو میشنوم خجالت میکشم اره خجالت میکشم که چرا ما ها
اونجا نبودیم  یا حالا که توی این زمونه زندگی میکنیم تونستیم اونطوری که امام حسین میخواند حقمون ادا کنیم؟؟
می دونم که هیچ کدوممون نتونسیم یعنی نمیشه  اصلا وقتی به عمق مارا فکر میکنی دیوونه  میشی
من که الان داره گریم میگیره
می دونید بچه ها وقتی ادم سید باشه خیلی براش سخت تره اینو اون کسایی که سید هستند می فهمند
ادم احساسی بهش دست میده که .... اصلا نمی دونم چه جوری بهتون بگم
فقط میتونم این دعا را بکنم
که خدایا به  حق امام خسین (ع) یه کاری بکن که ماها شرمنده ی اقا نشیم
این مطلبارو اینجا می نویسم دربارهی عاشوراست:

امام حسين (ع) در سوم شعبان سال چهارم هجري در مدينه به دنيا آمد. رسول خدا (ع) نام اين فرزند زهرا (س) را حسين نهاد وي مورد علاقه شديد پيامبر خدا(ص) بود و آن حضرت دربارة او فرمود: «حسين مني و انا من حسين....» و در آغوش پيامبر بزرگ شد. هنگام رحلت رسول خدا، شش ساله بود در دوران پدرش علي بن ابي طالب (ع) نيز از موقعيت والايي برخوردار بود، علم، بخشش، بزرگواري، فصاحت، شجاعت، تواضع، دستگيري از بينوايان، عفو و حلم و .... از صفات برجسته اين حجت الهي بود. در دوران خلافت پدرش در كنار آن حضرت بود و در سه جنگ «جمل»، «صفين» و «نهروان» شركت داشت.پس از شهادت پدرش كه امامت به حسن بن علي (ع) رسيد همچون سربازي مطيع رهبر و مولاي خويش و همراه برادر بود پس از انعقاد پيمان صلح (صلح امام حسن (ع) با معاويه حاكم شام) با برادرش و بقيه اهل بيت (ع) از كوفه به مدينه آمدند. با شهادت امام مجتبي (ع) در سال 49 يا 50 هجري (كه به دست همسرش جعده، دختر اشعث بن قيس الكندي مسموم شد و پس از چهل روز به شهادت رسيد. معاويه با توطئه به ازدواج درآوردن يزيد با جعده اين كار را تدارك ديد). بار امامت به دوش سيدالشهدا قرار گرفت. در آن دوران ده ساله كه معاويه بر حكومت مسلط بود، امام حسين (ع) همواره يكي از معترضين سرسخت نسبت به سياستهاي معاويه و دستگيريها و قتلهاي او بود و نامه هاي متعددي در انتقاد از رويه معاويه در كشتن حجربن عدي و يارانش و عمروبن حمق خزاعي كه از وفاداران به علي (ع) بودند و اعمال ناپسند ديگر او نوشت. در عين حال حسين بن علي (ع) يكي از محورهاي وحدت شيعه و از چهره هاي برجسته و شاخصي بود كه مورد توجه قرار داشت و همواره سلطه اموي (حكومتي كه از سال 41 هجري با معاويه اولين خليفه اموي شروع مي شود و تا سال 132 هجري ادامه مي يابد) از نفوذ شخصيت او بيم داشت با مرگ معاويه در سال 60 هجري يزيد به والي مدينه نوشت كه از امام حسين (ع) به نفع او بيعت بگيرد اما سيدالشهداء كه فساد يزيد و بي لياقتي او را مي دانست، از بيعت امتناع كرد و براي نجات اسلام از بليه سلطه يزيد كه به زوال و محو دين مي انجاميد، راه مبارزه را پيش گرفت از مدينه به مكه هجرت كرد و در پي نامه نگاريهاي كوفيان و شيعيان عراق با آن حضرت و دعوت براي آمدن به كوفه آن امام ابتدا مسلم بن عقيل را فرستاد و نامه هايي براي شيعيان كوفه و بصره نوشت و با دريافت پاسخ كوفيان در بيعتشان با مسلم بن عقيل در روز هشتم ذيحجه سال 60 هجري از مكه به سوي عراق حركت كرد.

پيمان شكني كوفيان و شهادت مسلم بن عقيل، اوضاع عراق را نامطلوب ساخت و سيدالشهدا كه همراه خانواده، فرزندان و ياران به سوي كوفه مي رفت، پيش از رسيدن به كوفه در سرزمين «كربلا» در محاصره سپاه كوفه قرار گرفت. تسليم نيروهاي يزيد نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمين، مظلومانه و تشنه كام، همراه اصحابش به شهادت رسيد. از آن پس كربلا كانون الهام و عاشورا سرچشمه قيام و آزادگي شد و كشته شدن وي سبب زنده شدن اسلام و بيدار شدن وجدانهاي خفته گرديد.(1)

خون او تفسيراين اسرار كرد         ملت خوابيده را بيدار كرد(2)

ـ اصحاب شهادت طلب و با وفاي سيدالشهداء‌(ع) نمونه بارز آگاهي، ايمان، شجاعت و فداكاري بودند .... آنان كه در ركاب سيدالشهداء به فيض شهادت رسيدند جمعي از بني هاشم بودند. جمعي از مدينه با آن حضرت آمده بودند، ‌برخي در مكه در طول راه به وي پيوستند. برخي هم از كوفه توانستند به جمع آن حماسه سازان شهيد بپيوندند. كساني هم در راه نهضت حسيني، پيش از عاشورا شهيد شدند،‌كه آنان نيز جزء اصحاب او به شمار مي آيند. (چون مسلم بن عقيل و قيس بن مسهر صيداوي و ...) (3)

ـ مدت قيام امام حسين (ع) از روز امتناع از بيعت با يزيد تا روز عاشورا 175 روز طول كشيد (12 روز در مدينه، 4 ماه 10 روز در مكه، 23 روز در بين راه مكه تا كربلا و 8 روز در كربلا از 2 تا 10 محرم) (4)

 

 

 

 يكي از جنبه هاي حادثه كربلا بعد عاطفي است مي دانيم كه كربلا به دليل وضعيت خاص خود در به شهادت رسيدن بيش از شانزده تن از خاندان رسالت و نيز كيفيت خونبار آن زخمي عميق و پردامنه بر قلب جامعه شيعه ايجاد كرد. حادثه از هر جهت جدي و قابل ملاحظه بود. اثر عاطفي آن بلافاصله در شيعه پديدار شد توابين نخستين گروهي بودند كه تحت تاثير اين قضيه قرار گرفتند و از آنجا كه خود را مقصر مي ديدند بدون آن كه انديشه سياسي روشني داشته باشند خود را در معرض شهادت قرار دادند. مي دانيم كه آنان قبل از رفتن به سوي شام از كوفه بر سر مزار امام حسين (ع) آمدند و طي چند روز به گريه و زاري پرداختند .....

با نگاهي به آنچه در احاديث امامان (ع) درباره اقامه عزا و زيارت مرقد امام حسين (ع) وارد شده مي توان دريافت كه به سرعت بعد عاطفي كربلا جاي خود را در جامعه شيعه بازكرد. و حتي گروههايي از سنيان را نيز به خود جذب كرد و به مرور عزاداري سالانه آغاز شد. ادبيات شيعي نيز تحت تاثير اين قضيه و ساير رخدادهاي خونيني كه براي شيعيان پيش آمد ... ادبياتي مبتني بر «مرثيه» شد. حجم عظيم كتابهاي نوشته شده در اين رابطه با عنوان مقاتل از ابتدا با كتاب «مقتل الحسين» نوشته لوط بن يحيي ازدي (متوفاي 157 قمري) تا كتاب «نفس المهوم في مصيبته سيدنا الحسين المظلوم» نوشته مرحوم حاج شيخ عباس قمي محدث بزرگ معاصر نشان از صحت اين مدعا است.  (1)

 از آن پس نام  امام حسين (ع) با گريه بود و عاشورا مهمترين حاديه غمگينانه در تاريخ بشمار مي آمد گريه براي امام ثوابي بي اندازه و رفتن به زيارت مرقد امام حسين (ع) پاداشي فزون از حد داشت اين بعد عاطفي كم كم توسعه يافت و ايام وَفَيات ساير امامان نيز به عنوان ايام عزا مطرح شد.  (2)

همتونو دوست دارم

توی این شبا اون گوشه موشهای دلتون برای ما هم دعا کنید

ایام سوگواری امام حسین ویارانشون را به همتون تسلیت میگم

تا بعد

دست علی  یارتون خدانگهدارتون

تو قلب مامیمونه امید دیدارتون

 

 

پ ن:بچه ها من وبلاگو فقط برای ایام محرم قالبشو عوض کردم ایشالله بعد عوضش میکنم

 

 

ادامه مطلب

نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن 1385 توسط شیما| لينک ثابت |