تبليغاتX
فرشته ی آسمونی عمو پورنگ نازنازی










هووووووووووووووووووورررررررررررررررااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

سلام سلام ۱۰۰۰تا سلام

به عمویی گلو خوشگلو نازم و شما دوستای مهربونم

ووووووواااااییییی دارم منفجر میشم از چی ؟ چرا؟

معلومه مه خبر ندارید از خوشحالی برای چی؟

بابا عمو برگشه پشمون اونم با چی با یه تالار گفتگو مثل ماه

باور ندارید همین الان برید سایت عمو جونم عمویی مهربونم تا همه چیو بفهمید

www.amoo.ir

وای اصلا زبونم بند اومده نمی دونم چی بگم از خوشحالی گریم گرفته

عموی گلم عموی خوشگلم ممنونم می دونستم مس دونستم عمو جونم برمیگرده میدونستم دل هیچکدوم از ماها را دوست نداره بشکنه

میدونستم یه عمو دارم که توی این عالم خدا همچین عمویی تاحالا اینقدر مهربونو ناز نیافریده

ووووووووواااااایییییی بچه ها تو را خدا به من بگید خواب نمیبینم

از اون وقت تاحالا 3بار خودمو نشکون گرفتم ببینم خوابم یا بیدار

 

خدا جونم خدای مهربونم ممنونم که یه کاری کردی که عموی گلم عموی مهربونم برگرده پبشمون

 

عمو جونم اندازه ی تموم ستاره ها اندازه ی تموم گلها دوستون دارم

به خدا نمیدونم چی بگم تاحالا اینقدر خوشحال نشده بودم

سکته نکنم خوبه

همتونو اندازه ی تموم دنیا دوست دارم

به خدا دیگه نمیتونم از خوشحالی حرف بزنم ولی مطمئن باشید این اپ چند روز دیگه بهتر از این که هست میشه

تابعد

دست علی یارتون خدانگهدارتون

تو قلب مامیمونه امید دیدارتون

ادامه مطلب

نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386 توسط شیما| لينک ثابت |


سلام سلام 100تا سلام

سلام عمویی گلم وسلام دوستای گلم خوبید؟ خوشید؟ سلامتید؟؟

چه خبرا ؟ چی کار میکنید

اول از همه هم از شما هم از عموی مهربونم معذرت میخوای که توی این چند وقته کم تر بهتون سر زدم و جوابه پیام های قشنگتونو

ندادم به خدا این مدرسه نمیزاره یه روز نیست که ماها بتونیم ازاد باشیم همش باید درس بخونیم از اون طرفم الان ماه رمضانه نمیشه

که از سره فیلم ها گذشت!!

 

راستی یادم رفت روز جهانی کودک با تاخیر مبارک

 

عمو جونمم که توی این روز سنگه تموم گذاشتند حالا میگید برای چی ؟ بچه ها به خدا بهترین روزه من شد اخه عمو جونم امسالم مثل هر سال اومدند جشن رمضان شبکه 5 تهران اینقدر عموی گلم خوشگل شده بود اینقدر برنامه ی بامزه ای بود که نگووووووووو

راستی امیر محمد جونمم بود

 

اونایی که توی تهرانند که حتما دیدند اوناییم که مثل من توی اصفهانو بقیه ی شهر ها هستند اگه با ماهواره گرفته باشند حتما دیدند

 

حالا شماهاییم که ندید غصه نداره که تا اجی شیما را دارید غصه نخورید

من از جشن رمضان یه عالمه عکس گرفتم که براتون میزارم

اینم از عکسها!*************

 عمویی گله من

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روز جهانی کودک بازم با تاخیر مبارک

 

 

خب از روزجهانی کودکم که بگذریم باید بریم سراغ ماه رمضان که کم کم باید باهاش خدافظی کنیم اخه داره بوی عید میاد اونم یه عید خوب عید سعید فطر

عیدتون مبارک

 

اخه ی چه زود گذشت اینگار همین دیروز بود که تازه داشتیم با این ماه خوب خدا سلام میکردیمو اومدنشو بهم تبریک میگفتیم

اما حالا داریم ازش خدافظی میکنیم تا یه سال دیگه که هممون دوباره مهمونه خدای مهربون بشیم

 

یاد شبها ی قدر بخیر یاده اون سحرا که بلند میشدیمو سحری میخوردیم یاده موقعه اذان مغرب بخیر یاده فیلم ها بخیر که همشونو بعد از افطار میدیدم یاده اغما و میوه ی ممنوعه و یه وجب خاکو شکرانه بخیر

یاده اسم ام اس هایی که برای الیاسو حاج یونس  فتوحی بهم میدادیم بخیر

 

اینم چند تا ازون اس ام اس ها

 

اگه میوه ی ممنوعه را بخوریو شکرانشو به جا نیاری میری تو اغما اون وقت میری زیر یه وجب خاک

 

با سیم کارتهای اعتباری الیاس بدون نیاز به گوشی در این دنیا صحبت کنید و در ان دنیا قبض ان را پرداخت کنید

 

عید سعید فطر مبارک اشتباه نخوندی اونایی که توی رساله ها نوشتند ماله مردمه عادیه تو فرق میکنی تو برگزیده شدی

 

قربانت الیاس

 

امروز یه جون حدود 20-21ساله میاد سراغت ازت کارته بنزینتو میخواد تو باید بهش بدی اگه ندید اون میمیره یادت باشه فقط تو باید به اون بدی

قربانت الیاساقای حامد کمیلی جون

 

طرح تعویضه زن ها ی فرسوده شروع شد شرکت حاج یونس فتوحی

 

و .... یه عالمه اس ام اس دیگه

 

اینم چند عکس از پشت صحنه ی فیلم اغما

حامد کمیلی

 

اغما

 

اینم یه عکس ازاز سریال میوه ی ممنوعه

 

من عکس از سریال شکرانه نداشتم به جاش از پوریا پور سرخ براتون میزارم

 

 

یه وجب خاکو اصلا پیدا نکردم

 

 اونی که از همه مهم تره یاده این بخیر که عمویی مهربونمو توی این ماه یه بار دیگه از نزدیک دیدم بخیر امسال خیلی مهمونیه خوبی بود

خدا جونم ازتون ممنون که این ماه به این خوبیو برامون گذاشتید ممنون که یه کاری کردیدکه من به اروزم برسمو عمویی گلمو از نزدیک دوباره ببینیم

خیلی دوستون دارم خدای مهربونم

 

 

یه باره دیگه این عید قشنگو به همتون تبریک میگم همه ی نماز روزهاتون قبول

 

عموی گلم نماز روزه های شما هم قبول اندازه ی تموم دنیا دوستون دارم ببخشید که این چند وقته کم تر بهتون سر زدمو ایمیل دادم

 

دوستون دارم

 

تابعد

 

دست علی یارتون خدانگهدارتون

تو قلب ما میمونه امید دیدارتون

 

ادامه مطلب

نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386 توسط شیما| لينک ثابت |


خاطره ی یه روز تلخ!!

یه سلام از جنس غم یه سلام از جنس یه خاطره ی بد 

یه سلام از جنس یه خاطره ی بد یه خاطره ای که تلخیش هیچ وقت نمیزاره فراموشش کنیم

 

یه خاطره ی پاییزی که قلب همه را به درد اورد

 

یه سلام از جنس غروب ۹ مهر.غروب ۹ مهر ۸۴

 

یه سلام ازجنس یه برادر مهربون که برادرشو خانوادشو تنها گذاشت و یه داداش مهربون که اینقدر برامون عزیز بود که مثل برادر خودمون بود

 

یه سلام به اون خورشیدی که غروب کردو دیگه هیچ وقت هیچ طلوعی نداشت

 

یه سلام از جنس از دست دادان یه برادر . یه برادر به اسم بهروز فرضیایی

 

یه سلام از جنس اون اشکهایی که هنوز که هنوز به خاطره غم از دست دادن اون از چشم های بهترین عموی دنیا سرازیره

 

و امروز ۹ مهر روزی که توی دفتر خاطراتم بدترین و غم انگیز ترین خاطره شد

 

روزی که خدا اون فرشتشو که یه روز فرستاده بود روی زمین با خودش برداشتو برد . برد به جای خیلی قشنگ جایی که هیچکدوم ادرسشو نمی دونم فقط فرشته ها ادرسشو بلدند 

 

 

 

 

از دی ماه 83 شروع شد اول غم مریضی خواهر بود که به یاری خدا بهبود پیدا کرد ولی بد غم مریضی برادر

مریضی که هیچ درمانی نداشت چه کسی طاقت پر پر شدنه یه گلو جلوی چشماش داره؟؟

اون برادره بزرگ به اسم بهروز بود که مثل یه گل داشت پر پر میشد غم از چهره اش معلوم بود فقط با دیدن برنامه ی داداشه کوچیکش با حرف زدن با اون یکم میخندید اما دلش...

هر دفعه یه گلبرگ کم شد و 9 مهر دیگه گلبرگی نبود اخرین گلبرگ به زمین افتاد و ...

 

هیچ وقت اونقتها که دعا میکردیم که هیچ وقت این گل مهربون عمرش به سر نیاد یادم نمیره هر روز دعا میکردیم نماز مخوندیم عاشورا تاسوا  19 -20-21رمضان و... نذر میکردیم ولی...

ولی اینگار خدا خیلی این فرشتشو خیلی دوست داشت نخواست پیشمون بمونه اخه دلش براش خیلی تنگ شده بود

 

 

اون رفت و خانوادشو ماها رو و داداش مهربونش داریوش کوچولو را بهترین عمویی دنیا را در غم خودش فرو برد

 

و امروز. امروز درست 2 سال از پر پر شدن آن گل میگذرد

 

و چه فشنگ است که سالگرد او با سالگرد وفات امام اول شعیان علی (ع) به یک روز انجامیده است

 

و چه دردناک بود وقتی بعد از پرپر شدن آن گل آوای انا بالله و انا علیه راجعون  را سر دادن

 

این پیامی بود برای اینکه بدانیم دیگر در بین ما نیست

 

 

ای کاش تو باز ایی و من پای تو بوسم

در سجده روم صورت زیبای تو بوسم

هرجا گذشتی و دمی جای گرفتی

آنجا روم و گریه کنان جای تو بوسم

 

 

عموی عزیزم عموی مهربونم میدونم خیلی خیلی خیلی .. ناراحتی الهی من قربونه اون مرواریدهایی برم که از چشمات سرازیر شدند ما بچه ها را هم در غم خودت همیشه سهیم بدون . بدون که اگه برای شما برادر بود برای ماها هم یه برادر و یا شاید یه عموی بزرگتر بود که وقتی اون اتفاق افتاد ماها نه بیشتر ولی کم تر از شما غصه نخوردیم

یادمون نرفته که بعد از هفته وقتی اومدی پشت دوربین چقدر اشک ریختی و ...

می دونم که با گفتن این حرف ها اون دله نازک و مهربونت اروم نمیشه می دونم این غم اونقدر بزرگه که با هیچ جمله ای با هیچ کلمه ای نمیشه درستش کرد

اما عمو اینگار خدا اون روز نخواست ارزوی هیچکدوممونو براورده کنه اینار صدامونو نشنید اخه خیلی دلش برای عمو بهروز تنگ شده بود چون مثله یه فرشته بود برای همین رفت به اونجا که نه من نه شما نه هیچ کس

ادرسشو بلد نیست

عمویی گلم می دونم خیلی سخته ولی... تو اینقدر خوبی که دوسال تمومه اشکاتو توی تنهایی خودت سرازیر کردی و یا بعضی وقت ها با صدای بلند گریه کردی می دونم الان هیچکدوم نمی تونیمجلوی اشکامونو بگیریم

ولی عمو داریوش عمو داریوش گلم می دونی نه ما ها نه عمو بهروز طاقت دیدن اون مرواریدهایی که از چشم می یوفته را نداریم

نمی دونم چی بگم عمو جونم فقط ازخدا میخوام به حق این روزهای عزیز به حق همین قران که توی این شبها نازل شده تا قیامه قیامت دیگهه هیچ غصه ای قلب قشنگه عموی مهربونه منو با خانواده ی مهربونش فشار نده

و اینکه

بدون اگه میگیم دوست داریم چون تو بهترینی

دوستون دارم عموی مهربونم عموی خوشگلم

سالگرد فوت داداش بهروزتون عمو بهروزه ما ها را بهتون از صمیم قلب تسلیت میگم

 

 

اگه اهل دلی برای شادی روح اون داداشه مهربونه عموی مهربونمون یه فاتحه بخونید

 

الهم صل علی محمد و ال محمد

 

سالگرد وفات مولل موحدین امام علی ع سلام اولین ستاره اسمان تابناک ولایت را به همه ی شما تسلیت عرض مینماییم

و لعنت می فرستیم بر ابن ملجعم مرادی می فرستیم

 

شبهای احیا و شبهای قدر مارا از دعای خیر خودتون فراموش نکنید

 

 

برای تمام انهایی که روزی بین ما بودند و اکنون نیستند فاتحه و صلواتی بفرستیم و از درگاه خداوند برای انها طلب مغفرت کنیم

 

 

تابعد

 

دست علی یارتون خدانگهدارتون

 

تو قلب ما میمونه امید دیدارتون

ادامه مطلب

نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386 توسط شیما| لينک ثابت |


دیشب منو عمو با هم××××(خاطره ی منو عمو در دیشب)

سلام سلام سلام سلام

یه سلام به عمویی مهربونم به عمویی گلم به عمویی خوشگلم به عموی گلم که اینقدر مهربونه

یه سلامم به شما دوستای گلم

وووووااااایییییی بچه ها من از کجاش براتون بگم از کجاش براتون بگم الهی من قربونه عمو جونم برم که اینقدر مهربونه

من دیشب رفتم پیش عمو جوونم پیش عمویی مهربونم

عمو با امیر با اقای اقاجان زاده ی مهربون دیشب اومده بودند اصفهان توش شهر شاهین شهر ما ها هم خبر دار شدیمو رفتیم

الهی من قربونه عمو جونم برم اینقدر خوشگلو ناز شده بود که بیاو ببین

یه شلواز لی یه تیشرت نارنجی زیرش یه کت لی هم روی اون تیشرته

اااایییییننننقققدددددرررر ناز شده بود که نگوووو

اول برنامه یکم طول کشید اخه درست نظمو انضباط برقرار نشده بود خلاصه یه نیم ساعتی طول کشید تا عمو جونم اومد توی این مدتیم که عمو نیومده بود اقای اقاجان زاده همش حرص میخوردند اخه اصلا مسئولهاش درست برنامه ریزی نکرده بودند

خلاصه عمو جونه گلو خوشگلم اومد بالا حالا دذیگه اون دست ها و صوت ها اینکه تمام مردم هی میگفتند پورنگ دوست داریم بماند

عمو جونه گلم اومد و یه برنامه ی شاد شاد برامون اجرا کرد یه برنامه خیلی خیلی قشنگ

پر از خنده پر از شادی راستی امیر محمدم اومده بود و طبق معمول شیرین زبونی میکرد اقای مشکانم که طبق معمول همیشه رهبری موزیکو به عهده داشت

خلاصه اینقدر خوش گذشت اینقدرخوب بود که نگو ما ها هم جلو نشسته بودیم و با عمو میخوندیم دست میزدیم خیلی بامزه بود

وای بچه ها اگه بدونید چقدر خدا را شکر کردم که عمو حداقل توی سال چند سال میاد اصفهان ماها هم میریم پیشش

قربونه عمو جونم برم که اینقدر ماه

راستی عمو اون اول که اومده بود خیلی تعجب کرده بود چون این ورزشگاه فقط ۱۰۰۰نفر ظرفیت داشت حالا شما ها فکر کنید ۱۵۰۰نفر دسته کم جمعیت اومده بود

خلاصه اینقدر خوب بود که نگوووووو

بعدم من به همراه یکی از دوستای بابام رفتم پیش عمو عمو فقط با من سلام کردو یکم حرف زدیم خیلی کوتاه اخه عمو میخواست برگرده تهران

 

اگه بدونید چقدر خوشحالم اگه بدونید دارم بال در میارم خیلی خیلی خوش گذشت جای همتون خالی

اگه تونستم تا چند روز دیگه عکسهایی که از عمو گرفتمو حتما براتون میزارم ولی اگه نشد دیگه ببخشید

عمویی گلم عموی مهربونم عموی خوش زبونم عموی گلم که صداقتو مهربونی توی چشمات موج میزنه خیلی خیلی دوست دارم

نمی تونم بهتون بگم دیشب چقدر خوشحال بودم که دوباره تونستم یه بار دیگه بینمتون دوستون دارم عموی مهربونم

 

نماز روزه هاتون قبول

عموی گلم نماز روزه هاتون قبول برای منم دعال کنیدااااا

تابعد

دست علی یارتون خدانگهدارتون

تو قلب ما میمونه امید دیدارتون

 

ادامه مطلب

نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386 توسط شیما| لينک ثابت |